|
به نام خدا
در پی ابراز لطف آقای یزدی برادر بزرگوار دیگرم محمد مهدی یوسفی تقاضا داشتند که شعرشان در محیط مجازی مورد نقد قرار بگیرد با توجه به خستگی و کمی وقت به غزلی از ایشان نیم نگاهی می اندازیم تا رد سوال نکرده باشیم! ضمنا غزل ایشان با ردیف نداشتیم در زمره ی اشعار جلسه ی قبلی آمده است. اولین نکته ای که در این غزل به چشم می خورد قافیه مدار بودن و زبان دهه ی شصت است با اندکی رنگ حماسی که به شدت شعر آن دوره را تداعی می کند و با هنجار زبانی و تصویری مخاطب امروز چندان هماهنگ نیست دیگر آنکه تطابق زمانی در بسیاری از ابیات و مصاریع وجود ندارد مثلا در مصرع داریم میرویم ولی سر نداشتیم تطابق زمانی اقتضا دارد که شاعر بگوید داشتیم می دویدیم و لی سر نداشتیم یا داریم میدویم ولی سر نداریم این مشکل کم و بیش در مصرع های دوم بیت اول وهفتم ودوازدهم هم به چشم می خورد سه دیگر آنکه برخی از افعال و کلمات با دستپاچگی و بدون دقت کافی انتخاب شده اند مثل نسوختیم در گلویی نسوختیم و مسافر من در بیت آخر وتناسب آن با سراب و پر بکش باید توجه داشت گاهی د ر شبکه ی معنایی یک واژه مناسب ولی در شبکه ی تصویری با بقیه ی تصاویر ناهماهنگ است و سرانجام هنوز وزن برای شاعر اندکی دست و پا گیر است مثلا در بیت چهارم تکرار «ما» در مصرع دوم چه جهتی دارد! یا عطف وحشت بر هول در بیت نهم به هر حال شاخصه های یک استعداد قابل رشد سریع و رگه هایی از تعهد ستودنی به همراه حس انتادی که من در غزل امروز دوستش می دارم به خوبی در این اثر هم هویداست که برای سراینده ی ان و دیگر عزیزان آرزوی توفیق روز افزون را از صمیم جان خواستارم.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 21:16  توسط حسن زاده ليله كوهي
|
|
|